محمد امین پسر گلمونمحمد امین پسر گلمون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

زندگی یعنی تو

فرشته ی بی همتا

پسرکم اینم عکسای متفرقه شماست فسقلی مامان             محمد امین یه فرشته بی همتا       عسل مامانی عزیزممممممممممممممممممممممممم                   پرنس مامانتی خوشگلم         فدای اون چشای متعجبت بشم مامانی   ...
25 دی 1392

سرمای کشنده و یه مامان مریض احوال

الهی بگم خدا چکار کنه کسی رو که سنگ بنای اردبیل رو گذاشت اردبیل بهشتی گمشده و بکره تو تابستون که اگه دنیارم بهم بدن حاضر به ترکش نبودم اما از وقتی خدا شما رو به من عاشق داد دلم میخواد از این شهر بخاطر سرمای کشنده زمستوناش فرار کنما دروغ نباشه تو ده سال اخیر این سرما بی سابقه هست ومامانی همش نگران پسمل خوشگلشه  وجوجه کوچولوی طلایی اش که خدا نکنه سرما بخوره این چند وقته همش به فکر شما بودم و از خودم غافل شدم خداروشکر شما خوبین اما من سرمای بدی خوردم و اصلا حال ندارم از ترس اینکه به شما سرایت نکنه بیماریم بردمت دکتر و همراه خودم دارم به شمام دارو میدم تا اینجا که به خیر گذشته و منم کم کم خوب میشم راس راسی به خیر گذشت  ...
25 دی 1392

بابایی و یک دنیا حرف ناگفته

سلام بر گل پسر عزیزم. الان که اینو مینویسم هفتم دی ماه سال 1392 هستش و سر کارم.تو این 5 ماه و خورده ای که قدم گذاشتین تو این دنیا اتفاقات زیادی افتاده که نمی دونم از کجا شروع کنم. تلخترینش فوت مامان عزیزم بوده و شادترینش هم خوشحالی مامانت هنگام دیدن شما برای اولین بار اونم یک ساعت پس از تولدت. ازتاریخ ازدواج با مامان جونت تا زمانی که اومدی کنارمون فقط فقط دنبال گردش بودیم و بیشتر شهر ها رو رفتیم. از اصفهان و شیراز و قم و کاشان و تبریز و رشت و رامسر و مشهد مقدس و... الان که 5 ماه و خورده ای که شدیم یه خانواده 3 نفری همه وقتمونو گذاشتیم واسه پسر گلمون.من که همش یا سر کارم یا تدریس تو دانشگاه .طفلکی مامان از صبح تا شب دارن واست...
11 دی 1392

هوای فیل افکن و ارزوهای بر باد رفته مامان

ناز پسرم سلام الهی مامان قربون اون گریه های خوشگل ات بره که هر وقت میخواد لباس بپوشوندت شروع میکنی به گریه های سوز ناک که دل ادم برات کباب میشه اما چه کنم که مجبورم کلی لباس بپوشونمت تا سرما اذییت نکنه و سرما نخوری اخه سرمای 20- فیل رو هم از پا میندازه  چه برسه به جوجه خوشگل مامان قربونت برم که مجبوری سه دست لباس کلفت رو روهم روهم تحمل کنی اون موقع قیافه ات این شکلیه قیافه من اون موقع اردبیله دیگه سرد سیر ترین بخش کشور بله عرض کنم خدمتت با مکافات زور  لباس تنت می کنم اما باز دلم شور میزنه که نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!    چه کنم میپرستمت دست خودم نیست دیر...
11 دی 1392

سالگرد مادر شدنم مبارک

خوشگلترینم سلام راستش توی تیتر پست هر چی فکر کردم  نتونستم موضوع مناسبی پیدا کنم واسه همین اینجا تصحیحش میکنم: سالگرد روزی که فهمیدم تو دلم یه فرشته دارم امروز هست ساعت 12:30 روز 7 دی 91 سالگرد درک مادر شدنم رو هم به خودم تبریک میگم هم به شما چقدر سخت است داشتن فرشته ای در بطنی که تا دیروز تهی از زندگی بود و امروز مامنی است تا کودکی در ان رشد کند و پرورش یابد چقدر سخت است اینکه بدانی از امروز تا اخر دنیا موجودی متکی به توست که بی پناه زاده میشود لخت و عریان وگرسنه چقدر سخت است لحظه شماری تا به دنیا اوردن کودکی که نمیدانی سفید است یا سیاه سالم است یا................. چقدر سخت است مادر شدن مادر شدن ...
11 دی 1392

هوا باور نکردنی و لباسهای دست بافت پسملم

باورم نمیشد هوا امسال اینقدر فاجعه بار سرد بشه مصداق واقعیه این شعر: "هوا بس نا جوانمردانه  سرد است" این هوای وحشتناک مامان جون رو بر ان داشت که دست بکار بشن و واسه شما چند دست لباس  خوشگل ببافنند منم هر کاری کردم منصرف شن نشد که نشد اخه مامان گلم چشماشو نمی خواستم اذیت کنن اما عشق به یکی یک دونه نوه اش کار خودشو کرد   مامان جونم ممنون که همیشه به فکر ما هستین از اینجا دستای گلت رو میبوسم     این یه دست بلوز و شلوار فوق العاده قشنگ که منم عاشقشم       اینم یه دست پلیور و شلوار و شال گردن خوشگل دست مامانم طلا         &nb...
11 دی 1392

پسملکم و بازم تنهایی و بازم باری بر دوش خاله سارا

عزیزترینم پسمل با نمکم سلام شرمنده هستم گل پسر از این که همیشه تنهات میزارم از این که مجبور میشم از خودم جدات کنم خیلی عذاب وجدان دارم اما چه کنم اولا به خاطر سردی هوا ثانیا ویروس های لعنتی که تو جمع مردم دس به دس میشه میذارمت پیش خاله سارا جون و میرم   دیروز یعنی 5/10/1392 که مصادف بود با چهلمین روز درگذشت مادر بزرگت از صبح به خاله سارا زحمت دادیم تا عصر   ایشالا بزرگ شی مرد شی جبران کنیم براش ایشالا تو عروسیش جبران کنی عزیزم ساعت 3 عصر هم مجبور شدم بیارمت پیش خودم شمام با دلبری هات اونجا دل همه رو بردی فامیل های زن عمو رویا که شما رو واسه اولین بار میدیدند گفتن واقعا شبیه خودمی!!!!!!!!!!! ...
11 دی 1392